مرتضى مطهري

379

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

شود ، بر عجز و ضعف و ناتوانى و بردگى و اسارت انسان مىافزايد . پس يك فلسفهء زهد ، آزادى است ( 1 ) و سبكبارى و سبكبالى است و نجات از عجز و ضعف است . پس انسان خود را از تقيد حياتى به ماديات آزاد مىكند تا بتواند آنها را رها كند تا بتواند آزادى طبيعى و روحى خود را به دست آورد . انسان تا زاهد نباشد نمىتواند آزاد باشد . به قول سلمان : نجى المخفّون . اثيرالدين اخسيكتى مىگويد : در شطَّ حادثات برون آى از لباس كاوّل برهنگى است كه شرط شناور است بابا طاهر مىگويد : دلا راه تو پرخار و خسك بى گذرگاه تو بر اوج فلك بى گر از دستت برآيد پوست از تن برآور تا كه بارت كمترك بى فرخى يزدى مىگويد : ز عريانى ننالد مرد باتقوا كه عريانى بود بهتر به شمشيرى كه از خود جوهرى دارد دربارهء رسول اكرم گفته‌اند : * ( كان خفيف المؤنة ، كريم الطبيعة . . . ) * ( 2 ) امام صادق عليه السلام فرمود : من رضى بالقليل من الرزق قبل الله منه اليسير من العمل و من رضى باليسير من الحلال خفت مؤنته و زكت مكتسبه و خرج من حد العجز . سعدى در گلستان ، باب هفتم ، حكايت 17 مىگويد :

--> ( 1 ) ر . ك : صفحهء 386 همين ورقه ها و ورقه هاى زهد ، رهبانيت ، رياضت . ( 2 ) ابن ابى الحديد ، جلد 3 ، صفحهء 96 ، چاپ بيروت از ابوسعيد خدرى روايت مىكند ، ايضاً ارشاد ديلمى .